یه حقیقت شیرین:D

داشتم تو آیینه نگاه میکردم با یه لحن طنز آمیز به صدیق میگم :من که خیلی بامزم  چرا کسی عاشقم نمیشه؟مژه

صدیق مستقیم تو چشمام نیگاه میکنه و خیلی جدی میگه :چرا اینجوری فکر میکنی !شاید خیلی ها باشن ولی خودشون رو در حد تو نمیبینن و واسه همین جرات جلو اومدن ندارن!

من:تعجبنیشخند

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
x

سلام منم با اين حرف صديقه موافقم ولي من كه ميدونم تو چقد خاطر خواه داري [تایید][ماچ]

milad

عشق بدون تورم فقط تو قصه هاست هدی جان[گل]

رامونا

بهم که کلا نمیاد /: دی / ولی اون اظهار لطفی که کردیو اومدم جوابشو نوشتم ولی حس کردم تکراریه و لوس / واسه همین بی خیال شدم / :دی / :دی // اخه چرا کسی عاشق ما نمیشه / :دی / اخه چرا ما عاشق کسی نمی شیم ؟ / :دی /

رامونا

منم به عشق اعتقاد ندارم / عجب تفاهمی/ :دی / کاش پسر بودم هدی جون / اونوقت آینه یه نفس راحت می کشید از دست ما / :دی /

milad

اگه عشق رو در حصاری به نام ازدواج ببینیم سخت در اشتباهیم[اوه] عشق یعنی حس ناب دوست داشتن[قلب]

milad

دارم درست میبینم خدا؟؟؟؟؟ [تعجب] هدی موذی گفت موافقم [اوه][تعجب]

هدی

دمٍ صدیق گرم[ماچ]

rez1

منم [تعجب] [تعجب] [تعجب] حالا اگه من اینو جلوی صدیقه می گفتم می گفت با این اخلاقت انتظار داری کی بیاد سمتت !! [منتظر] من [خنثی] اینو بش بگو...

rez1

سلام [نیشخند] گفتی بش ؟ [نیشخند]