سرخوشی...:دی

تا حالا شده بخوای برگردی شهرتون بلیط هم تو دستت باشه ولی به آخرین اتوبوس نرسی!خجالت

شده وسط تابستون به زور بلیط گیرت بیاد بعد تو راه آهن خوابت ببره و به قطار نرسی؟خمیازه

یا حتی شده تو کافی شاپ فرودگاه نشسته باشی و در حالی که کارت پرواز هم دستته از پرواز جا بمونی؟خنده

بهله همچین آدمیم من...نیشخند

/ 50 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

هدی؟ میگما باورت میشه من قبل از اینکه جواب کامنت خودمو بخونم می رم سراغ بقیه و هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی می خندم اینقدم واسه روحیم خوبه!!!بوخودا[خنده][قهقهه][قهقهه][زبان][نیشخند]

محیا

من هیچ کدومش پیش نیومده برام... چون وقتی مسافرم انقدر استرس دارم [زودباش]که دو سه ساعت قبلش در محل مورد نظر حضور بهم [متفکر] میرسانم[نیشخند] خوش به حالت انقدر خونسردی [هیپنوتیزم]

مریم

خاطراتت جالبه والبته نشان ميده كه اين خاطرات متعلق به يك عدد دختر بازيگوش و شاد است [خنده] مرسي بهم سر زدي[دست]

ورود با کفش های سیاه ممنوع- مرضیه-

همچون پرنده ای باش که روی شاخه ای سست و ضعیف نشسته و آواز می خواند و لرزش شاخه را زیر پایش حس می کند اما همواره به آواز خواندنش ادامه میدهد زیرا اطمینان دارد که بال و پر دارد! "ویکتور هوگو" "ورود با کفش های سیاه ممنوع" به روز شد...

امین(توپولووووو)

تا حالا شده ندونی با غر بزنی یا غر بشنوی؟[قهقهه]

rez1

تا حالا شده رو پله های هواپیما نشسته باشی و پله ها رو جمع کنن و تو از پرواز جا بمونی ؟ اصلا ازت بعید نیست [منتظر]

سمانه

خوب آدمی هستی، خوبــــــــــــــــــــــــــــــ چون یه شصت و شیشی هستی آبجی[قلب]

خوشال

همه ی اینا مال یه موقه س؟ یا جداجدا؟