من وصدیق:D

1.

دیروز صدیق داشت از ایلام میومد تو راه اتوبوسشون چپ کرد و کلی کشته و زخمی داشت .ناراحت

خدا خیلی دوسمون داشت که سر صدیق بلایی نیومد فقط چندتا خراش سطحی برداشته و بدنش کوفته شده که انشالا به زودی خوب میشه...

امروز رفتم واسش کادو خریدم میگه به چه مناسبته ؟

میگم به مناسبت اینکه زنده اینیشخند

2.

داشتم ظرفارو میشستم یهو یه کاسه از دستم افتاد و خرد شد.

صدیق: چییییییییی بود؟

من: شی شی شیشه شیکست

_شیشه نبود

پس چی شکست؟

2تایی باهم:السون و ولسون قلب منو شکستن ....نیشخند

اصن یه وضی...نیشخند

/ 7 نظر / 22 بازدید
فاطمه

این صدیق عزیز چه نسبتی باشکما دارن حالا؟[لبخند] بلا ازتون دور

شـبوانا

هدی من الان یه عدد شیوانای حسودم[نیشخند] خب چیکار کنمء دلم واسه دوران دانشجوییم و زندگی کردن با دوستام تنگ شده[ناراحت]

x

سلام خانوم راسي صديقه خوبه خوب خانم ما كه هميشه ميگيم شما دلت خيلي خجستهست باور نميكني بخدا[نیشخند][چشمک]

مامان دو گل

خدا رو شکر که حال دوست عزیزت خوبه[گل] خدا شما دو تا رو واسه هم حفظ کنه[لبخند]

میلاد

خوشحالم که حالش خوبه [لبخند]

ژن كاذب

خدا روح رفتگان رو شاد كنه و براي زخمي ها شفاي عاجل عنايت كنه .. [گل] اما تو بايد يه شام بهمون بدي كه دوستت چيزيش نشده .. بايد يه گوسفند قربوني كني .. خسيس نباش لطفا .. بخاطر دوستت .. [نیشخند]