آخه زندگی انقدر شیرین...

الان که دارم این پست رو میذازم یک عدد خانم کوچولوی نقلی کنارم دراز کشیده در حالی که یک عدد سرهمی جوراب دار پوشیده و داره دست و پا میزنه و غر غر  میکنه??.فکر میکنم این شروع برای فهماندن این مطلب که جوجه ی من به دنیا اومد کافی باشه????

بلهههه دختر من...نگار من...به تاریخ 96/5/5 به دنیا اومد .

الان که نگار به دنیا اومده دلم نوه کشیده...میدونم خیلی خنده داره ولی واقعا نوه میخوام.اخه وقتی بچه انقد شیرین و دوست داشتنیه دیگه نوه چیه??

مهلت نمیده زیاد بنویسم فقط در جریان باشید که من با دخترم همچنان مشغول خندیدنیم...مخصوصا وقتایی که باد تو دلش میپیچه و کار به کار هیچکس نداره و از خجالت هممون در میاد...????

اقا بچه بیارید...اون وقت همه چی براتون یه ارزش دیگه پیدا میکنه...اصن زندگیتون عالی میشه عاااالی...مخصوصا وقتی بابای بچه از در میاد تو و با ذوق میگه دختررررم کجاست دختررررم????

ازونجایی که نگار خانم داره با نگاه بهم میگه ...گشنمه ! اگه اومدی که هیچ...نیومدی شب واست دارم??....من رفتممممم.

/ 0 نظر / 69 بازدید