آی پام:دی

روبه روی خونمون یه اورژانس بود که اگه نبود حالا منم نبودمفرشته از بس که از شیطنت گذرمون به اونجا میخوردنیشخند

نمونه ای از آثار:

این یک عدد قلاب بافتنیه که نیمیدونم چه جوری رفت تو کف پام. (ازین قلاب کوچولوها بود)

شانس آوردم به استخون قوزک پام گیر کرد و یه کوچولوش بیرون موند.انقدر کوچولو که مامانم فکر کرد سوزن رفته تو پام.نگرانعینک

حال ما الان خوب است....زبان

/ 34 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین(توپولووووو)

ووووووووو خوب زودتر میگفتی ماله چند ساله پیشه میدونی چقدر نگرانه غلابه شدم[زبان]

felfel

ای بااااااااااااااااباااااااااااااا!!!!!!!!!!هدی جون من تو مدرسم[نیشخند]

محبوب

بیشتر مواظب خودت باش عزیزم .

rez1

مامانت فکر کرد سوزن رفت تو پات ؟ خخخخخخخخخخخ [نیشخند]

piclvoe

وایی نگران شدممم[نیشخند]

مهسا

واییییی نمیدونم چرا من هی توهم میزنم که یه شی تیز به پای منم قراره فرو بره[متفکر][اوه][نگران][نگران][نگران]

پریسا

یعنی اگه پاتو میشکافتنم تا این عمق نمیتونست فرو بره. قدمات سفت برمیداری عزیزم. خدا شکر که چند سال گذشته. اووووووووووووف دلم