هر چه خدا خواست همان می شود...

یادمه اون زمان که شیراز بودم یه روز صبح 2تا بلیط به اسم طباطبایی رزرو کردیم .

عصری که رفتیم ترمینال گفتن چون ایام شلوغیه ما فقط حضوری بلیط میدیم(آخرین ماشین بود و اگه نمیرسیدیم بیچاره میشدیم)

دوستم میخواست گریه کنه .بهش گفتم نگران نباش ما با همین اتوبوس میریم!

اتوبوس تکمیل شده بود و من هنوز کاملا امیدوار بودم.

یهو یه خانمی با عجله اومد گفت:آقا من 2تا بلیط دارم نمیخوامشون.

آقاهه نشنید و خانمه بدون اینکه کنسل کنه رفت.

صداش کردم:خانم میشه بلیطتون رو به ما بفروشید.

گفت :چند روز پیش گرفتمش ولی کار واسم پیش اومد نمیتونم برم.واسه شما.

2تا بلیط بود به اسم طباطبایی...از خود راضی

بعدا نوشت:(گذری بر امتحانات پایان ترم من!!!)

کی میگه من خوش شانسم!!!!

2واحد که حذف شد!

2واحد خواب موندم!

3واحد هم فکر میکردم امتحان تستیه...تشریحی بود!

3واحد هم که کلا حسش نبود بخونم(خب اگه خوش شانس بودم حسش میومد)نیشخند

حالا این وسط اگه بگم 3 تا 20 دارم انگ خوش شانسی به آدم میبندن!زبان

 

 

/ 35 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

باشه بخر ما هم بخوریم [نیشخند]

کیانا

مـــــــــــــــبارکه عزیزم (20 هاتو میگم)[نیشخند] پاســـــــــــــــــــــــتیل اینم از این[نیشخند]

tanaa

قالب جديد مباررررك[قلب]

م.م

این چه وضعشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[منتظر] هان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ چرا قالب اینجا عوض شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر] آخه این چیه گذاشتی . عکس یه شتر مرغ با بچش رو میزاشتی قشنگ تر نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر][متفکر]بهش فکر کن [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

رجا

c'est bon chance

asal

ey khoda bebin ma vase pasi too sar mizanim mardom bist migiran