من وروزهای خوب زندگیم

1.

دیروز صدیق داشت از ایلام میومد تو راه اتوبوسشون چپ کرد و کلی کشته و زخمی داشت .ناراحت

خدا خیلی دوسمون داشت که سر صدیق بلایی نیومد فقط چندتا خراش سطحی برداشته و بدنش کوفته شده که انشالا به زودی خوب میشه...

امروز رفتم واسش کادو خریدم میگه به چه مناسبته ؟

میگم به مناسبت اینکه زنده اینیشخند

2.

داشتم ظرفارو میشستم یهو یه کاسه از دستم افتاد و خرد شد.

صدیق: چییییییییی بود؟

من: شی شی شیشه شیکست

_شیشه نبود

پس چی شکست؟

2تایی باهم:السون و ولسون قلب منو شکستن ....نیشخند

اصن یه وضی...نیشخند

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط هدی نظرات ()


 Design By : Pichak