من وروزهای خوب زندگیم

داشتم فیلم نیگاه میکردم یهو تلویزیون اعلام کرد عید شده.چقدر خوشحال شدم .خوشحال ازینکه امسال هم خدا بهم اجازه داد باشم و عید و ببینم .دوس داشتم همه اعضا خونواده رو بغل کنم و دونه دونه ماچ کنم در حالی که اشک تو چشمام جمع شده بود تلفن رو برداشتم و اول از همه به مامانم زنگ زدم و همینجور به بقیه هم زنگیدم.حیف شد تنهای تنها بودم.هیشکی نبود که بغل کنم.باز خداروشکر که حال همه خوب بود.باز خدارو شکرلبخند

                  عید فطر مبااااااااااااااااارک هدی جون.عید فطر مبارک بچه هالبخند

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط هدی نظرات ()


 Design By : Pichak