من وروزهای خوب زندگیم

ببخشید اگه طولانی شد دیگه بیشتر ازین نتونستم خلاصش کنم.لبخند

10 که حرکت کردیم 12 مشهد بودیم تا وسایلو گرفتیمو رسیدیم خونه داداشم شد 1.

چایی خوردیم و همه به جز من و حسین و زینب(زن داداش) بیدار موندیم و تا صبح حرف زدیم و خندیدیم.

ما که خوابیدیم بقیه رفتن حرم.من و حسین 11 بیدار شدیم .زینب ناهار درست کرده بود حسین هم سالاد درست کرد.

بچه ها(دایی و خانمش.منا و شوهرش)اومدن ناهار خوردیم و دوباره خوابیدیم تا 4.

بعد بچه ها رفتن الماس شرق منم رفتم حرم آخه تهران و شیراز همه خریدامو کرده بودم و دیگه نه چیزی احتیاج داشتم نه پولی داشتمنیشخند

.شام با حسین و زینب رفتیم بیرون .2تا روسری و 1بلوز و1سرمه ی بادم هم خریدمزبان

خلاصه شب خوابیدیم و صبح قرار بود بریم حرم که خواب موندیمخجالتبیدار شدیم و صبحونه با نون سنگگی که دایی جونم گرفته بود زدیم بر بدن و راه افتادیم به طرف پدیده شاندیز.از خود راضی

بعد از خوردن ناهار رفتیم نمایشگاه صنایع دستی پدیده که فوق العاده بود و من فقط یه جای سرمه گرفتم که عکسشو میذارم واستون (خیلی چیزای دیگه هم دلم خواس ولی به دلایلی که عرض شد نتونستم بخرمافسوسنیشخند)

از شاندیز من و حسین و زینب رفتیم پارک ملت وقتی برگشتیم تو راه با مهتاب و مریم آشنا شدیم که داستانی بود واسه خودش.

اومدیم خونه شام خوردیم و من و زینب 1رفتیم حرم .تا5:15حرم بودیم بعدش برگشتیم 6 خوابیدیم تا 9:30بیدار شدم دیدم همه امادن میخوان برن بازاربین الملل و الماس شرق منم گفتم میام رفتیم و دایی یه لباس خوشکل واسم خریدزبان

2اومدیم خونه و دایی کباب گرفت و خوردیم و بعد خوابدیم تااااااااا 5.بیدار که شدیم بجه ها رفتن بازار رضا منم اومدم حرم تو راه یه جفت کفش هم گرفتمنیشخند

بقیه هم بعد از خرید اومدن حرم و با هم برگشتیم خونه.همه خوابیدن به جز من و حسین و زینب و خواهرش.باهم رفتیم پارک همونجا هم شام خوردیمو مسابقه دو و بدمینتون گذاشتیم.

خلاصه شب خوابیدیمو صبح که بچه ها رفتن حرم ما خواب موندیم.زنگ زدن و گفتن سالاد درست کنید تا ناهارو بیاریم.ناهار که خوردیم ما رفتبم حرم و بچه ها باز هم رفتن خرید و ساعت 5:30 همه خونه بودیم و رفتیم به سمت مقصد با یک ساعت تاخیر 7:30 حرکت کرد و 9:30 اهواز بودیم.

این بود داستان سفر مشهد...........پایان.چشمک


 

 

نوشته شده در شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ توسط هدی نظرات ()


 Design By : Pichak