من وروزهای خوب زندگیم

خبر اول:

نشسته بودیم با دوستان حرف بینی شد و گفتن هدی نیمرخش خوبه...

امروز تیبا بچه دوستم نزدیک بود بیوفته پریدم بگیرمش سرش محکم خورد تو دماغم بعدش هم النا خانم بچه خواهرم در اوج آرامش گوشیمو کوبوند تو دماغم...بقیشو دیگه خودتون تصور کنیدنیشخند

خبر دوم:

النا خانم امروز برای اولین بار منو بوسید انقدر این بوسه شیرین بود که نمیتونم توصیف کنم.(بغل)

خبر سوم:

فردا جشن ممتازین هست و اینکه من تو ورودی های خودمون سوم شداز خود راضی

خبر چهارم و مهمترین خبر:

فردا اگه خدا بخواد ساعت 10 شب میریم مشهد هنوز چمدون تهران رو باز نکردم یعنی فرصت نکردم الان هم دیگه باید برم بار سفر ببندم(چشمک)دوستون دارم و انشالا جمعه برمیگردم.(لبخند)

 

نوشته شده در یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط هدی نظرات ()


 Design By : Pichak