من وروزهای خوب زندگیم

خیلی وقته چیزی ننوشتم . نمیدونم از کجا شروع کنم.

همیشه تو زندگیم سعی کردم مثبت فکر کنم .انرژی مثبت بدم.و هر کاری که باعث میشه شاد باشم انجام بدم.

ولی راستش هیچ وقت فکرشو نمیکردم که این افکار خوب در مورد زندگی مشترکی که  قرار بود در آینده داشته باشم انقدر به واقعیت تبدیل شه.

باورم نمیشه ; یه آدم وارد زندگیم شده که هزار بار از چیزی که فکر میکردم مهربون تر و دوست داشتنی تره.

مردی که حتی تو خواب هم نمیتونستم این همه خوبیشو تصور کنم.

30 اردیبهشت 94 سومین ماه گرد عروسیمون رو گذروندیم.

90 روز گذشت. 90 روز پر از اتفاق های خوب و یه عالمه سورپرایز.

چقدر زود گذشت.چقدر خوش گذشت.

انگار همین دیروز بود که اومدی تو حیاط آرایشگاه و گفتی : واااای تو خوشکلترین عروسی هستی که تو عمرم دیدم.

میدونم یه تعارف بودچشمکولی شنیدنش خیلی شیرین بودزبان

ممنون بابت لحظه های خوبی که واسم ساختی...ممنون رفیقلبخندبغل

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط هدی نظرات ()


 Design By : Pichak